تبلیغات

و...آبادی - و...آبادی:واسطه‌ای محترم بین ما و خدا (1)

و...آبادی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کد دعای فرج برای وبلاگ

خوش آمدید***سلام دوستان ضمن تشكر از نظرات شما عزیزان بر اساس نظرات ارسالی این وبلاگ از این پس به صورت اختصاصی مسائل اعتقادی را مطرح خواهد نمود ، جهت تكمیل مطالب منتظر نظرات و سوالات سازنده شما هستیم

لینکدونی

دوستان برای تبادل لینك،لینك خود را در قسمت لینك روزانه قرار دهید.در صورت عدم تبادل لینك شما حذف میشود

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون جمهوریت:http://www.nakhlestan.org/userfiles/image/88-F3/republic_logo.jpg کاریکاتور و طنز سیاسی  آقا مهدی

    حاج رضوان

و...آبادی:واسطه‌ای محترم بین ما و خدا (1)

واسطه‌ای محترم بین ما و خدا (1) واسطه‌ای محترم بین ما و خدا (1)

و...آبادی:

شفاعت یا پارتی‌بازی
با توجه به این که شفاعت، در روز قیامت، شامل همه گنه‌کاران نمی‌گردد و خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «ان‌الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک». با توجه به این آیه شریفه، آیا شفاعت یک نوع تبعیض و بی‌عدالتی و به اصطلاح پارتی‌بازی نیست؟
در میان مباحث اعتقادی، مسائل مربوط به مبدأ و معاد، از مشکل‌ترین مباحث بوده و حل آنها نیاز به تدبر و تفکر فوق‌العاده، در قرآن کریم و روایات شریفه و نیز تفکر عقلانی فراوان دارد تا عقل و شرع در کنار یکدیگر، بتوانند این مشکلات پیچیده علمی را حل کنند؛ به خصوص مباحثی نظیر علم خدای متعال، معاد جسمانی، خلود در جهنم و... یکی از آن مباحث نیز مساله شفاعت می‌باشد که مورد بحث و تبادل نظر دانشمندان فراوانی از صدر اسلام تاکنون قرار گرفته است، لکن در این میان، عده‌ای به نام وهابیون که مسلک خود را از ابن تیمیه گرفته‌اند، به مساله شفاعت به گونه دیگری نگریسته و سؤالات و شبهات فراوانی را در این رابطه ایجاد کرده‌اند. بر ماست که سیری در این شبهات کرده و با کمک قرآن کریم و روایات و به مدد عقل بشری، به پاسخ این شبهات بپردازیم. لذا به چند مورد از این سؤالات و شبهات و پاسخ آنها اشاره می‌نماییم:
1. می‌گویند شفاعت با توحید، سازگاری ندارد؛ زیرا لازمه شفاعت این است که رحمت شفیع، بر رحمت خداوند غلبه داشته باشد؛ چرا که اگر شفاعت شفیع نباشد، خداوند گناهکار را عذاب خواهد کرد.
2. اعتقاد به شفاعت موجب جرات بیشتر بر گناهان می‌گردد.
3. درخواست شفاعت از شافعان، پرستش آنها می‌باشد.
اینک برای پاسخ به سؤالات فوق، ابتدا شفاعت را معنا می‌کنیم و سپس با ذكر شفع و شفاعت هر دو مصدر می‌باشند، به معنی منضم کردن چیزی به چیز دیگر. راغب می‌گوید: شفع، ضمیمه کردن چیزی‌ست به چیز دیگری مثل خودش.
همچنین امام خمینی (ره) در معنای شفاعت می‌فرماید: شفاعت از ماده شفع، به معنی جفت و دو تا شدن است. نور ولایت عظمای ولی اللهی با نور عبد مؤمن جفت و مزدوج شده و او را به طرف خود می‌برد.
یکی از دانشمندان معاصر در توضیح این معنا می‌گوید: علت این که به وساطت شخص برای نجات گنه‌کار، شفاعت گفته می‌شود، این است که مقام و موقعیت شفاعت کننده و نیروی تأثیر او، با عوامل نجاتی که در وجود شفاعت شونده هست، ضمیمه و جفت می‌شوند و هر دو به کمک هم، موجب خلاصی شخص گنه‌کار می‌گردند.

اقسام شفاعت:

1. شفاعت تکوینی: یعنی هیچ علت و سببی بدون اذن خداوند، مؤثر نمی‌گردد و تأثیر آنها در گرو خواست و اذن الهی است. علت این که به این نحوه از تأثیر «شفاعت» و به خود علل طبیعی «شفیع» گفته می‌شود، این است که چنان چه گفته شد، شفاعت به معنای جفت شدن می‌باشد و چون تاثیر علل طبیعی متوقف بر اذن خدا و اراده حکیمانه اوست، در این صورت، با ضمیمه گشتن علل طبیعی به اراده و اذن الهی، معلول، تحقق یافته و در صحنه هستی وجود پیدا می‌کند. بنابراین پزشک، شفیع است برای شفای بیمار؛ زیرا پزشک واسطه است بین خواسته خداوند (كه شفای بیمار است) و خود بیما ر. لذا به اذن خداوند بیمار را شفا می‌دهد. و همچنین آب شفیع انسان است برای رفع عطش؛ زیرا واسطه است بین خواسته خداوند (که رفع عطش می‌باشد) و شخص تشنه، تا به اذن خداوند رفع عطش کند.
آیه 3 سوره یونس نیز به این نوع از شفاعت اشاره دارد. و در این نوع شفاعت است که قرآن کریم و ائمه هدی (علیهم‌السلام)، شفیع انسان واقع می‌شوند. یعنی عمل به دستورات قرآن کریم و پیروی از امامان معصوم (علیه‌السلام)، موجب هدایت انسان شده و در واقع شافعان، برای هدایت و نجات انسان‌ها می‌باشند و همان طور که اعمال و رفتارهای انسان در این عالم، در عالم دیگر تجسم و تمثل پیدا می‌کند، روابط این دنیایی نیز در عالم آخرت، تجسم می‌یابد. اگر انسان با افراد پاک و رهبران الهی ارتباط داشته باشد، این ارتباط نیک به صورت نیکی برای آن شخص ظهور می‌یابد و او را به بهشت برین هدایت می‌کند و اگر با افراد پست و رهبران غیر الهی مرتبط باشد، این ارتباط در عالم آخرت، مجسم شده و تابعان طاغوت‌ها به همراه طواغیت، به جهنم رهنمون می‌شود. این آیه شریفه، اشاره به این نوع شفاعت دارد: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم»؛ روزی که هر امتی را با امام و رهبرش فرا می‌خوانیم. یا می‌فرماید: «و جعلناهم ائمه‌ یدعون الی النار»؛ و آنان را رهبران (برای گنه‌كاران) قرار دادیم تا به سوی آتش هدایت كنند.
در این معنای شفاعت است که رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) شفیع امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و حضرت زهرا (علیهاالسلام) می‌باشد و آنها شفیع حسنین (علیهماالسلام) و هر امامی شفیع امام دیگر و شفیع شاگردان و پیروان خویش است و در همین حساب است که حتی علما، از کسانی که مورد تعلیم و هدایت ایشان قرار گرفته‌اند، شفاعت می‌کنند. امام راحل (ره) نیز در این رابطه می‌فرماید: جلوه شفاعت شافعان در این عالم، هدایت آنهاست و در آن عالم، باطن هدایت، شفاعت است. تو از هدایت اگر بی‌بهره شدی، از شفاعت بی‌بهره‌ای. به هر اندازه هدایت شدی، شفاعت می‌شوی.
2. شفاعت تشریعی: این نوع شفاعت مخصوص عالم تکلیف و مجازات و هم در دنیا واقع می‌شود و هم در آخرت، و شافعان در این قسم، ملائک، پیامبران، توبه، ایمان، عالمان ربانی و... می‌باشند. این قسم از شفاعت، خود بر دو قسم تقسیم می‌گردد:
1. شفاعت ظالمانه که بر هم زننده قانون بوده و از طریق پارتی‌بازی انجام می‌گیرد تا مجرم بتواند از پاسخ دادن به جرم و خلاف خویش بگریزد، و در واقع، این نوع شفاعت، تبعیض و استثناء قائل شدن می‌باشد و نقض قوانین است.
2. شفاعت مغفرت: که وساطت در مغفرت و عفو و بخشش گناهان است و بر همین قسم است که غالباً اشکالاتی وارد می‌کنند؛ زیرا با شفاعت به معنای ظالمانه اشتباه می‌گردد. البته اگر دقیقاً به معنای این قسم از شفاعت توجه شود، آن گاه این شبهات نیز زدوده خواهند شد. لذا برای توضیح بیشتر به چند نکته اشاره می‌گردد:
الف) مغفرت عبارت است از: شستشو دادن دل‌ها و روان‌ها (تا حدی كه قابل شستشو باشند)، از عوارض و آثار گناهان. البته بعضی از دل‌ها قابلیت خود را برای پاکیزه شدن چنان از دست می‌دهند که دیگر با هیچ آبی تطهیر نمی‌شوند. گویی آنها تبدیل به عین نجاست شده‌اند. در زبان قرآن کریم، استقرار کفر در دل، به «مهر زده شدن» و «طبع و ختم» تعبیر شده است.
ب) رحمت عام: اصل مغفرت، یک پدیده استثنایی نیست، بلکه یک فرمول کلی است که از غلبه رحمت در نظام هستی نتیجه شده است. از همین جا دانسته می‌شود که مغفرت الهی، عام است و همه موجودات را (در حد امكان و قابلیت آنها) فرا می‌گیرد. رسول اكرم (صلی‌الله علیه و آله) در خطبه‌ای كه در اواخر عمرشان ایراد فرمودند، این نکته را گوشزد کردند که برای نجات و رستگاری دو عامل و دو رکن اساسی وجود دار د: عمل و رحمت. یعنی علاوه بر عمل، حتماً باید رحمت حضرت حق نیز باشد تا انسان‌ها در روز قیامت نجات پیدا کنند و این رحمت، بلا استثنا شامل همه انسان‌ها می‌گردد، منتهی هر کسی در حد رفیت خویش از این رحمت بهره می‌برد. آن كس كه زمینه‌ای برای استفاده از رحمت در خود ایجاد نكرده است، بهره‌ای از رحمت حق نیز نمی‌برد. رحمت خدا نظیر ریزش باران می‌باشد كه در همه جا به طور یكسان می بارد، لكن زمینی كه مستعد باشد و بذر در آن قرار گرفته باشد، گل و گیاه می‌رویاند، ولی زمین شوره‌زار كه استعداد رویش گیاهان را ندارد، نمی‌تواند از آب باران به نیکی استفاده کرده و گیاه برویاند. علامه شعرانی نیز بر همین مطلب اشاره دارند، چنان که می‌فرماید: تبعیض در عفو جائز نیست، بلکه مطابق لیاقت و استعداد مردم، بعضی لایق عفو می‌باشند و بعضی نمی‌باشند. در شفاعت نیز تبعیض جائز نیست، مگر آن که بگوییم مردم در لیاقت و استعداد (برای دریافت شفاعت) با یکدیگر تفاوت دارند.
ج) امكان دارد هیچ یك از جریان‌های رحمت پروردگار، بدون نظام انجام گیرد. به همین دلیل، مغفرت پروردگار نیز باید از طریق نفوس انسان‌های کامل و ارواح انبیا و اولیا به گنه‌کاران برسد و این لازمه نظام جهان است. به همان دلیلی که رحمت وحی بدون واسطه انجام نمی‌گیرد و همه مردم از جانب خدا به نبوت برانگیخته نمی‌شوند (و همچنین دیگر رحمت‌ها نیز بدون واسطه انجام نمی‌گیرند)، رحمت مغفرت نیز ممکن نیست بی‌واسطه تحقق پیدا کند.
د) مغفرت و شفاعت، هر دو رحمت خدا هستند و در باطن یکی بوده، ولی در ظاهر مختلف می‌باشند. هر گاه این رحمت، به خدای متعال نسبت داده شود، مغفرت و اگر به واسطه‌های رحمت (نظیر انبیا و اولیا و...) منسوب گردد، شفاعت نامیده می‌شود.
هـ) با توجه به مقدمه پیشین، هر شرطی که برای شمول مغفرت می‌باشد، برای شمول شفاعت نیز هست و شرط مغفرت نیز چنان که اشاره شد، چیزی جز قابلیت و ظرفیت نمی‌باشد. از آیه شریفه ذیل نیز می‌توان نامحدود بودن رحمت الهی و قابلیت برای استفاده از مغفرت را استفاده کرد؛ چنان که حاملین عرش می‌گویند: پروردگارا! رحمت و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است. پس بیامرز آنان را که به سوی تو باز آمده‌اند و راه تو را پیروی نموده‌اند و آنان را از عذاب دوزخ حفظ فرما. از این آیه کریمه می‌توان هم نامحدود بودن رحمت خدا را فهمید و هم شرط اساسی لیاقت برای استفاده از مغفرت را.
و) حدود شفاعت: خداوند وعده نفرموده است که هر گنه‌کاری را مشمول شفاعت قرار دهد. همچنین خصوصیت گناهی را که با شفاعت بخشوده می‌گردد، روشن نفرمود، بلکه در همه موارد به نحو اجمال و ایجاب جزئی سخن گفته است. چنین شفاعتی نه تنها سبب تجری معصیت کار نیست، بلکه امیدآور بوده و زمینه اصلاح امور و جبران گذشته تلخ را فراهم می‌سازد و همواره انسان را بین خوف و رجا نگاه می‌دارد؛ چرا که خدای رحمان، خدای قهار نیز هست. به بیان دیگر، شفاعت همانند داروست، دارو هیچ انسان عاقلی را تشویق به بیماری نمی‌کند، بلکه به تعبیر علامه طباطبایی: اگر کسی با اعتماد بر شفاعت و توبه و استغفار تن به گناه داد، احیانا گرفتار گناه مضاعف شده است؛ به ویژه با توجه به این که گاهی گناهی زمینه برای گناه دیگر می‌گردد.
از نکات فوق استفاده می‌گردد که بی‌عدالتی و تبعیض در دستگاه خداوند وجود ندارد؛ زیرا رحمت پروردگار عام است و نامحدود و هر کس از رحمت خدا محروم است، به علت کم ظرفیتی یا بی‌ظرفیتی خود اوست.
منبع: نشریه شاهد جوان- ش 55

درباره وبلاگ

آبادی بتخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست

مدیر وبلاگ : احسان نیك ورز

آخرین پست ها

جستجو

page rank google پیج رانك گوگل این وب

نظرسنجی

  • شما خواهان چه نوع مطالبی می باشید؟







نویسندگان

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت

pluginspage="http://r.office.microsoft.com/r/rlidFPGetFlash?clid=1033&ver=12&app=spdesign.exe" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" quality="High" style="width: 150px; height: 30px" menu="false" />
سیستم افزایش آمار میهن لینك