تبلیغات

و...آبادی - و...آبادی:چرا... حكومت ولایت فقیه با حكومت نبی و معصوم فرق دارد؟

و...آبادی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کد دعای فرج برای وبلاگ

خوش آمدید***سلام دوستان ضمن تشكر از نظرات شما عزیزان بر اساس نظرات ارسالی این وبلاگ از این پس به صورت اختصاصی مسائل اعتقادی را مطرح خواهد نمود ، جهت تكمیل مطالب منتظر نظرات و سوالات سازنده شما هستیم

لینکدونی

دوستان برای تبادل لینك،لینك خود را در قسمت لینك روزانه قرار دهید.در صورت عدم تبادل لینك شما حذف میشود

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون جمهوریت:http://www.nakhlestan.org/userfiles/image/88-F3/republic_logo.jpg کاریکاتور و طنز سیاسی  آقا مهدی

    حاج رضوان

و...آبادی:چرا... حكومت ولایت فقیه با حكومت نبی و معصوم فرق دارد؟

چرا...این كه می گوئید : «حكومت ولی فقیه در ماهیت و حقانیت هیچ فرقی با حكومت نبی و یا وصی معصوم نمی‌كند » نظر همه ی فقها نیست، بلكه نظر بخشی از فقها است. عده دیگر از علما این نحوه ولایت فقیه که شما معتقدید را قبول ندارند.

پاسخ چرا... :

اولا : همانطور كه در پاسخ سؤال قبل هم اشاره شد ، مستشكل تنها به دنبال فرار از مسئولیت است و تنها بهانه ای هم كه می تواند برای این بی مسئولیتی بتراشد مخالفت بعضی از فقها است ! برای روشن شدن بطلان این عقیده به توضیح زیر توجه كنید :
فرض كنید فقها در مسأله ی چگونگی ولایت فقیه دو نظر داشته باشند:
دسته ی اول قائلند : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.
دسته ی دوم قائلند : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله نیست.
اگر كسی مثل مستشكل ما بگوید : قول اول باطل است چون دسته ی دوم با آن مخالفند ، خب بدیهی است كه كسی هم بگوید كه : قول دوم باطل است چون دسته ی اول با آن مخالفند ! این گونه سخیف استدلال كردن اوج بی اطلاعی مستشكل را به ما نشان می دهد. جالب اینكه همین مستشكل در جای دیگری از كلام خود ژست روشنفكری به خود گرفته و می نویسد : « ... چرا فکر می کنید باید چیزی را حتما فلان فرد بگوید تا به آن معتقد باشم ... چرا انسان ها را فاقد فکر مستقل میدانید؟ ...» بالاخره شما اهل استدلالید یا مقلد این و آن ؟!
برای اینكه ببینیم كلام شخصی صحیح است یا غلط باید استدلال او را بشنویم و سپس آن را بپذیریم یا نقد كنیم. اینكه : فلان عقیده « نظر همه ی فقها نیست، بلكه نظر بخشی از فقها است.» استدلال نیست بلكه فرار از استدلال است.
ثانیا : نكته ی دقیقی كه مستشكل ما اصلا به آن توجه ندارد جایگاه و ترتیب مباحث است. اینكه آیا گستره ی ولایت فقیه همان گستره ی ولایت رسول الله است یا مضیق است بحثی است متفرع بر بحث از اصل اثبات ولایت فقیه. یعنی اول باید ثابت كنیم فقیه ولایت دارد یا نه سپس بحث كنیم كه محدوده ی این ولایت كجاست. لذا بحث میزان وسعت ولایت فقیه از سوی كسی كه اصل ولایت فقیه را قبول ندارد بحثی بی معناست.
و این دلیلی است آشكار بر اینكه مستشكل ما به دنبال حق نیست بلكه تنها سعی در مچ گیری دارد !
ثالثا : همانطور كه در بند قبل آمد بحث از میزان ولایت فقیه پس از آن است كه با استفاده از ادله ی عقلی و نقلی مقام ولایت برای فقیه ثابت شده باشد. و همانطور كه تمامی كسانی كه ادله ی عقلی و نقلی را دیده باشند ، می دانند ؛ این ادله به اصطلاح علم اصول « مطلق » هستند و ولایت را بطور اطلاق برای فقیه ثابت می كنند. (12) لذا اگر كسی معتقد به ولایت مقید باشد باید برای تقیید دلیل ارائه دهد. اما همانطور كه آشكار است مستشكل ما چنین دلیلی ارائه نمی كند و اصولا توان ارائه ی چنین دلیل مقیِّدی را ندارد. برای تكمیل بحث نمونه ای از استدلالات علما بر این موضوع را ذكر می كنیم :
آیت الله جوادی آملی پس از ذكر مقدمات مبسوطی در این باره و اثبات اصل ولایت فقیه می نویسند :
« از برهان ضرورت وجود ناظم و رهبر برای جامعه ی اسلامی و نیز نیابت فقیه جامع الشرایط از امام عصر علیه السلام در دوران غیبت آن حضرت و از آنچه در فصول گذشته گفته شد ، به خوبی روشن می گردد كه ولی فقیه ، همه ی اختیارات پیامبر اكرم (ص) و امامان علیهم السلام در اداره ی جامعه را داراست ؛ زیرا او در غیبت امام عصر علیه السلام متولی دین است و باید اسلام را در همه ی ابعاد و احكام گوناگون اجتماعی اش اجرا نماید. حاكم اسلامی ، باید برای اجرای تمام احكام اسلامی ، حكومتی تشكیل دهد و در اجرای دستورهای اسلام ، تزاحم احكام را به وسیله ی تقدیم أهم بر مهم رفع كند. اجرای قوانین جزایی و اقتصادی و سائر شئون اسلام و جلوگیری از مفاسد و انحرافات جامعه ، از وظایف فقیه جامع الشرایط است كه تحقق آنها نیازمند هماهنگی همه ی مردم و مدیریت متمركز و حكومتی عادل و مقتدر است.» (13)
ایشان در ادامه بسیاری از اختیارات را برای ولی فقیه برمی شمارند و در پایان می نویسند :
« ... بدون چنین وظائفی ، اجرای كامل و همه جانبه ی اسلام و اداره ی مطلوب جامعه ی اسلامی ، به آن گونه كه مورد رضایت خداوند باشد ، امكان پذیر نیست.» (14)
برای اطلاع از ادله ی مورد اشاره ی آیت الله جوادی آملی به كتاب ایشان – ولایت فقیه ، ولایت فقاهت و عدالت – رجوع شود.
آیت الله خوئی نیز در این باره كه فقیه علاوه بر مسئولیت افتاء و قضاوت ، مسئولیت اجرای احكام انتظامی اسلام را نیز كه از وظایف معصومین است بعهده دارد ، می نویسد :
« به دو دلیل ، فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت می تواند مجری احكام انتظامی اسلامی باشد :
اولا : اجرای احكام انتظامی در راستای مصلحت عمومی تشریع گردیده تا جلو فساد گرفته شود و ظلم و ستم ، تجاوز و تعدّی ، فحشا و فجور و هرگونه تبهكاری و سركشی در جامعه ریشه كن شود. و این نمی تواند مخصوص یك دوره ی از زمان ( زمان حضور ) بوده باشد ، زیرا وجود مصلحت یاد شده در هر زمانی ، ایجاب می كند كه احكام مربوطه همچنان ادامه داشته باشد. و حضور معصوم ، در این مصلحت كه در راستای تأمین سعادت و سلامت زندگی جامعه در نظر گرفته شده ، مدخلیتی ندارد.
ثانیا : از نظر فنی ( مصطلحات علم اصول ) دلائل احكام انتظامی اسلام ، اطلاق دارد ( اطلاق ازمانی و احوالی ) و نمی توان آن را مقید به زمان خاص یا حالت خاصی دانست و همین اطلاق ، چنین اقتضا دارد كه در امتداد زمان نیز این احكام اجرا شود.
ولی این كه مخاطب به این تكلیف كیست ... در توقیع شریف آمده است : در پیش آمدها و رخدادها به فقیهانی كه با گفتار ما آشنایی كامل دارند مراجعه كنید كه آنان حجت ما بر شمایند ، همانگونه كه من حجت خدایم. در روایت حفص بن غیاث نیز آمده است : « إقامة الحدود ، إلی مَن إلیه الحكم » این روایت ، به ضمیمه ی روایاتی كه صدور حكم در عصر غیبت را شایسته ی فقهای جامع الشرایط می داند ، به خوبی دلالت دارد كه اجرای احكام انتظامی در دوران غیبت بر عهده ی فقهای شایسته است.» (15)
به خاطر همین دلایل است كه امام خمینی (ره) می فرمایند:
« اصل این است كه فقیهِ دارایِ شرایطِ حاكمیت - در عصر غیبت – همان اختیارات وسیع معصوم را داشته باشد ، مگر آنكه دلیل خاصی داشته باشیم كه فلان امر از اختصاصات ولیّ معصوم است.» (16)

(12) تا آن جایی كه حقیر تتبع كرده ام روایاتی كه برای اثبات ولایت مطلقه ی فقیه به آن ها استدلال شده است از این حیث اطلاق دارند به عنوان نمونه به اطلاق روایات زیر توجه كنید :
الف – اللهم ارحم خلفائی ... الذین یأتون من بعدی یروون حدیثی و سنتی ( بحار ج 2 ص 145 ح 5 )
ب – الفقهاء امناء الرسل ... ( كافی ج 1 ص 46 ح 5 )
ج – لأن المؤمنین الفقهاء حصون الإسلام كحصون سور المدینة لها ( كافی ج 1 ص 38 ح 3 )
د – منزلة الفقیه فی هذا الوقت كمنزلة الأنبیاء فی بنی اسرائیل ( بحار ج 75 ص 346 ح 4 )
ه - ... فلیرضوا به حكما ، فإنی قد جعلته علیكم حاكما ... ( كافی ج 1 ص 67 ح 10 )
و ...
(13) آیت الله جوادی آملی ، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت ، ص 248 و 249
(14) همان مدرك ، ص 249
(15) مبانی تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 224 – 226
(16) حكومت اسلامی ، ص 56 و 57

درباره وبلاگ

آبادی بتخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست

مدیر وبلاگ : احسان نیك ورز

آخرین پست ها

جستجو

page rank google پیج رانك گوگل این وب

نظرسنجی

  • شما خواهان چه نوع مطالبی می باشید؟







نویسندگان

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت

pluginspage="http://r.office.microsoft.com/r/rlidFPGetFlash?clid=1033&ver=12&app=spdesign.exe" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" quality="High" style="width: 150px; height: 30px" menu="false" />
سیستم افزایش آمار میهن لینك