تبلیغات

و...آبادی - و...آبادی: چرا...ولی فقیه ممكن است دستوری دهد كه با فرمان الهی سازگار نباشد..

و...آبادی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کد دعای فرج برای وبلاگ

خوش آمدید***سلام دوستان ضمن تشكر از نظرات شما عزیزان بر اساس نظرات ارسالی این وبلاگ از این پس به صورت اختصاصی مسائل اعتقادی را مطرح خواهد نمود ، جهت تكمیل مطالب منتظر نظرات و سوالات سازنده شما هستیم

لینکدونی

دوستان برای تبادل لینك،لینك خود را در قسمت لینك روزانه قرار دهید.در صورت عدم تبادل لینك شما حذف میشود

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون جمهوریت:http://www.nakhlestan.org/userfiles/image/88-F3/republic_logo.jpg کاریکاتور و طنز سیاسی  آقا مهدی

    حاج رضوان

و...آبادی: چرا...ولی فقیه ممكن است دستوری دهد كه با فرمان الهی سازگار نباشد..

چرا...از لحاظ عقلی “علی مع الحق و الحق مع علی” بنابراین هر چه حضرت علی (ع) دستور داد و انجام داد عین دستور خداوند است و هر آنچه مد نظر خداوند سبحان بود، حضرت علی (ع) انجام داد؛ اما ولی فقیه معصوم نیست و لذا ممکن الخطا است و نمی توان گفت هر آنچه دستور داده یا عمل کرده است، دستور الهی است. ممکن است دستوری دهد که با فرمان الهی سازگار نمی باشد یا در جایی از دادن دستوری خودداری کند که نباید.

 

پاسخ  چرا... :
این شبهه نیز به جای آن كه استدلالی در خود داشته باشد ، تنها بیان مغالطه ای قدیمی است كه بارها و بارها بدان پاسخ گفته شده است اما مستشكل ما نیز بدون توجه به این پاسخ ها فقط عین مغالطه را تكرار كرده است.

اما توضیح پاسخ :

ولایت مراتبی دارد و بسیاری از مراتب آن هیچ ارتباطی با عصمت ندارد ؛ مثل ولایت پدر بر فرزند ، شوهر بر زن ، قیّم بر صغیر و ...
قرآن مجید مواردی از ولایت را ذكر می كند كه لزوما مشروط به عصمت نیست ؛ مثلا می فرماید : « والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض » (17) یا « أن الذین آمنوا و هاجروا ... أولئك بعضهم أولیاء بعض » (18)
از سوی دیگر یكی از اقسام ولایت « زعامت و رهبری سیاسی » است. اكنون این سؤال پدید می آید كه آیا این مرتبه از ولایت ، عصمت می خواهد ؟ پاسخ آن است كه وجود عصمت برای رهبر و پیشوای سیاسی ، بسیار خوب و مفید است و با وجود شخص معصوم ، هیچ فرد دیگری ، حق حكم رانی و ولایت ندارد. حال اگر شخص معصوم وجود نداشت و یا در غیبت به سر می برد ، چه باید كرد ؟ آیا امت اسلامی باید بدون رهبر باشد ؟ یا باید به رهبری و ولایت طاغوت تن دهند ؟ و یا باید بهترین كسی كه از نظر علم ، زهد ، تقوا و مدیریت سیاسی ، كمترین فاصله را با معصوم دارد ، به رهبری برگزینند ؟
در واقع با وجود معصوم ، باید خود او رهبری كند و در عصر غیبت به نیابت از امام زمان (عج) ، ولی فقیه رهبری و زمام امور جامعه را به دست گیرد تا امت گرفتار هرج و مرج و آنارشیسم و یا ناچار به پیروی از طاغوت نشود. این مسأله هم از نظر عقلی پذیرفته شده و مورد تأیید است و هم نصوص دینی بر آن صحّه می گذارد.
ناگفته نماند خطا دوگونه است :
یكم. خطاهای فاحش و روشنی كه حداقل برای عموم كارشناسان مسائل دینی ، سیاسی و اجتماعی ، بطلان آن روشن است.
دوم. خطاهای پیچیده و كارشناسی كه در میان كارشناسان نیز چندان روشن نیست و معمولا مورد اختلاف آرا و نظرات است. در این صورت نمی توان با قاطعیت حكم كرد كه نظر كدام یك صحیح است ؛ زیرا هر كس بر اساس مبانی پذیرفته شده ی خود ، حكم می راند. این گونه موارد در مسائل اجتماعی و سیاسی زیاد به چشم می خورد و ولی فقیه هم یكی از آرای متفاوت را برمی گزیند.از طرف دیگر در چنین مواردی ، چاره ای جز این نیست كه یك رأی ملاك عمل قرار گیرد ؛ زیرا كنش اجتماعی و سیاسی نیازمند وحدت رویه است و در غیر این صورت جامعه دچار هرج و مرج می شود. ضمن آنكه از نظر فكری ، راه تحلیل و نقد و بررسی سالم برای همگان باز است ؛ اما نظم و انضباط اجتماعی مستلزم وحدت رویه و عمل است ؛ همچنان كه در تمام نظام های سیاسی این گونه عمل می شود و از آن گریزی نیست.
بنابراین در فرض فقدان معصوم یا غیبت او ، هیچ راهی برای به صفر رساندن خطا وجود ندارد. از طرفی نمی توان به آنارشیسم و هرج و مرج تن داد و لاجرم باید یك رأی مورد تبعیت قرار گیرد.
گفتنی است كه امامان علیهم السلام مرجعیت كامل دینی را در تمام ابعاد دارند و حجت واقعی خداوند می باشند. لازمه ی چنین چیزی مسلما عصمت است ؛ در حالی كه مجتهد و ولی فقیه حجت ظاهری است و لازمه ی آن عصمت نیست ، بلكه عدالت و فقاهت است كه نزدیك ترین مرتبه ی ممكن به عصمت می باشد. (19) (20)
شنیدن پاسخ نقضی آیت الله جوادی آملی نیز درباره ی ولی منصوب و غیر معصوم خالی از لطف نیست ، ایشان می فرمایند :
« ... وقتی كه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مالك اشتر را برای ولایت منصوب كرد یا حضرت حجت (عج) نواب چهارگانه داشت ، همین مسأله وجود داشت.
در مسأله مرجعیت و قضاء نیز همین اشكال مطرح است و وجود خطا به نحو اجمال ، قطعی است ؛ زیرا اختلاف تباینی در فتوا یا قضاء ( بین مجتهدان ) ، نشانه ی خطای یكی از آنها خواهد بود. پس اگرچه فقیهان گاهی خطا می كنند ، ولی كسی در منصوب بودن آنان برای افتاء و قضاء بحثی ندارد. » (21)
و اما در پایان برای استفاده ی دیگر خوانندگان پاسخ علامه مصباح یزدی را به این شبهه بیان می كنیم. ایشان می فرمایند :
« روشن است در میان معتقدان به ولایت فقیه هیچ كس معتقد به عصمت ولی فقیه نبوده و حتی چنین ادعایی نكرده است ، زیرا ما معتقدیم فقط پیامبران ، حضرت زهرا و امامان صلوات الله علیهم اجمعین معصومند.
اكنون سؤال این است : با توجه به عدم عصمت ولی فقیه و احتمال خطا و اشتباه در او ، آیا این احتمال مانع اطاعت از وی می گردد ؟
به نظر می آید چنین ملازمه ای وجود ندارد یعنی چنان نیست كه اگر كسی معصوم نبود ، اطاعت او لازم نباشد. اگر به سیره ی عملی شیعیان توجه كنیم ، می یابیم آنها بی چون و چرا از مراجع ، تقلید می كرده اند و به فتوای آنان عمل می نموده اند ، در حالی كه هیچ كس معتقد به عصمت مراجع نبوده ، بلكه با تغییر فتوای مرجع می فهمیدند نه تنها او عصمت ندارد ، كه قطعا اشتباه هم كرده است ، زیرا یا فتوای پیشین او خطا بوده یا فتوای جدیدش. همچنین از اختلاف فتاوای مراجع معلوم می شود بعضی ار انان دچار خطای در فتوا شده اند ، ولی با این حال هیچ كس اندك تردیدی در وجوب تقلید از مراجع ندارد.
حال به سؤال مورد نظر خود بپردازیم. آیا احتمال خطا در ولی فقیه ، موجب عدم اطاعت از او می شود ؟

ضرورت اطاعت از حاكم یكی از دو ركن حكومت

شكی نیست كه هر جامعه ای نیازمند حكومت است و قوام حكومت به دو امر است. یكی حق حاكمیت ، یعنی كسانی حق داشته باشند دستور بدهند و فرمان صادر كنند ؛ و دیگری ضرورت اطاعت و فرمانبرداری. اگر یكی از این دو تحقق نیابد ، حكومتی به وجود نمی آید. حال اگر احتمال خطا ، مجوز سرپیچی از دستور حاكم باشد ، چنین احتمال هیچ گاه منتفی نیست ، اطاعت از حاكم هیچ گاه تحقق نخواهد یافت و یك ركن حكومت محقق نخواهد شد ، پس حكومت از بین خواهد رفت.
اگر به روش خردمندان زندگی توجه كنیم ، می یابیم آنان در مواردی اطاعت را ضروری می دانند ، گرچه دستور دهنده را معصوم نمی دانند. فرض كنید فرماندهی در جنگ به سربازان خود دستوری بدهد ؛ اگر سربازان بخواهند به استناد اینكه احتمال دارد فرمانده خطا كند ، از دستورش سرپیچی نمایند ، آیا كار جنگ سامان خواهد گرفت ؟ آیا اقدام و حركتی صورت می گیرد ؟ آیا شكست این گروه حتمی نیست ؟ پس تبعیت نكردن چنان زیانی دارد كه با ضرر ناشی از پیروی از دستور اشتباه قابل مقایسه نیست. به عبارت دیگر اطاعت از فرمانده چنان منافعی دارد كه با ضرر اندك ناشی از پیروی یك مورد دستور اشتباه قابل مقایسه نیست. همچنین زمانی كه به پزشك متخصص مراجعه می كنید ، آیا احتمال خطا در تشخیص او می دهید ؟ با وجود چنین احتمالی از مراجعه به پزشك چشم نمی پوشید.
اطاعت نكردن از حاكم موجب هرج و مرج و اختلال نظام جامعه می گردد. ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیشتر از ضرری است كه گاه در اثر اطاعت از یك دستور اشتباه به جامعه وارد می شود.
در تمام موارد مذكور روش خردمندان اعتنا نكردن به احتمالات ضعیف به هنگام عمل است. حال اگر به خصوصیات ولی فقیه توجه كنیم و در نظر داشته باشیم كه حاكم اسلامی همیشه در هر كاری با صاحب نظران و متخصصان مشورت می كند و بعد تصمیم می گیرد و مردم هم وظیفه دارند از خیرخواهی و مصلحت اندیشی برای حاكم شرعی مضایقه نكنند ، احتمال خطا تا حد بسیاری كاهش می یابد و دیگر معقول نیست از دستور های او سرپیچی كنیم.
انگیزه طرح مسأله معصوم نبودن ولی فقیه
در پایان باید گفت اشكال عدم عصمت درباره ی هر حاكم و رئیس در هر حكومتی وارد است ، ولی اگر این اشكال در مورد نظام ولایت فقیه مطرح می گردد و در مورد نظام های دیگر این اشكال مطرح نمی شود ، ما را به این برداشت رهنمون می شود كه غرض مطرح كنندگان از طرح اینگونه اشكالات شكست قداست رهبری نظام اسلامی است ، زیرا قداست رهبر در موارد بسیاری سد راه دشمنان و برهم زننده ی نقشه ی آنان بوده است. اگر با یك فرمان امام راحل قدس سره حصر آبادان شكسته شد ، به علت این بود كه به ذهن هیچیك از رزمندگان خطور نكرده بود كه مخالفت با امر ایشان جایز است یا نه.
چون در اثر این قداست و لزوم اطاعت ، دشمنان به ناكامی رسیده اند ، این اشكالات طرح می شود. پس توجه داشته باشیم همه ی اشكالات برای دریافت جواب حق مطرح نمی گردد ، بلكه انگیزه این اشكال تراشی امور دیگری است.» (22)
با توجه به همه ی آنچه گفته شد در صورت احتمال صدور خطا در یك مسأله :
اولا : فقهای خبره باید نظر دهند ، نه هر آدم معمولی بی اطلاع ؛ كه اشتباه یك فقیه اهل فن را باید فقهای اهل فن تشخیص دهند.
ثانیا : حفظ اساس حكومت از یك اشتباه ، بالاتر است و مقام ولایت نباید آسیب ببیند.
ثالثا : شاید فقیه مصلحتی را تشخیص دهد كه من و شما از آن غافلیم.
و اصولا اگر امر دائر باشد بین اینكه یك جوان بی خبر از مسائل عدیده ی سیاسی و اجتماعی و احكام پیچیده ی فقهی و تخصصی ، در فهم خود اشتباه كرده باشد یا ولی فقیه جامع الشرایط كه مسلط به اوضاع آشكار و نهان یك مملكت است ، بنظر شما كدامیك در خطا كردن اولی هستند ؟!!! (23)
در خانه اگر كس است ، یك حرف بس است!
والسلام علی من اتبع الهدی

پی نوشت :

(17) سوره توبه ، آیه 71
(18) سوره انفال ، آیه 72
(19) توجه شود كه این حرف با مطالب قبلی كه گفتیم ولایت فقیه همان ولایت پیامبر و ائمه است منافاتی ندارد. زیرا آن جا كه از برابری ولایت صحبت می شد در محدوده ی ولایت تشریعی بود نه تمام اقسام ولایت از جمله ولایت تكوینی . كما اینكه در پاسخ شبهه ی دوم از زبان آیت الله جوادی آملی ذكر شد كه : « همه ی اختیارات پیامبر اكرم (ص) و امامان علیهم السلام در اداره ی جامعه » یا در كلام آیت الله خوئی از آن به « اجرای احكام انتظامی اسلام » تعبیر شد.
(20) حمید رضا شاكرین ، پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ، ج 15 ، ص 103 – 105
(21) آیت الله جوادی آملی ، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت ، ص 398
(22) آیت الله مصباح یزدی ، پرسش ها و پاسخ ها ، ج 2 ، ص 14 – 16
(23) این سه شبهه مهم ترین شبهاتی هستند كه در كلام مستشكل بدانها اشاره شده بود. اما در متن مورد اشاره جدای از تهمت ها و ادعاهای بی دلیل پیرامون مقام معظم رهبری اشكالات جزئی دیگری هم بود كه در قسمتی دیگر به آنها هم خواهیم پرداخت. در هر صورت درباره پاسخ به شبهات مطرح پیرامون ولایت فقیه كتب متعددی چاپ شده كه خواننده ی طالب حقیقت می تواند با رجوع به آنها پاسخ تمامی سؤالات خود را بیابد. لذا انگیزه ی كسی كه بجای مطالعه ی این كتب وقت خود را صرف جنجال سازی و شبهه پراكنی در محیط وبلاگی می كند نمی تواند حق طلبی باشد.
چند كتاب خوب برای مطالعه :
الف. ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت ، نوشته : آیت اله جوادی آملی
ب. پاسخ به شبهاتی پیرامون ولایت فقیه ، نوشته : علی شیرازی
ج. پرسش ها و پاسخ ها ، جلد 1 تا 4 ، نوشته : آیت الله مصباح یزدی
د. پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ، جلد 15 ، نوشته : حمید رضا شاكرین
هـ. نظریه سیاسی اسلام ، 2 جلد ، نوشته : آیت الله مصباح یزدی
و. نظریه حقوقی اسلام ، 2 جلد ، نوشته : آیت الله مصباح یزدی
ز. پیشینه ها و مبانی ولایت فقیه ، نوشته : محسن حیدری

درباره وبلاگ

آبادی بتخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست

مدیر وبلاگ : احسان نیك ورز

آخرین پست ها

جستجو

page rank google پیج رانك گوگل این وب

نظرسنجی

  • شما خواهان چه نوع مطالبی می باشید؟







نویسندگان

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت

pluginspage="http://r.office.microsoft.com/r/rlidFPGetFlash?clid=1033&ver=12&app=spdesign.exe" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" quality="High" style="width: 150px; height: 30px" menu="false" />
سیستم افزایش آمار میهن لینك